به اذن الله
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیک ترین راه به الله حسین است
این روزها هوا بوی کربلا می دهد بوی تشنگی ...عطش ..عطش..
این روز ها هوا هوای عاشقی است و جنون برای اتصال به منبعی غیر زمینی .
پیرهن های سیاه، دستهایی که با شور بالا می رود و با عشق به سینه می کوبد،صدای سنج و طبل، سقاهای کوچک سفید پوش !
همه معتقدیم که عاشورا یک باور عمیق قلبی است. از کودکی با عشق به حسین (ع) و عاشورا بزرگ شده ایم، اما به نظر می رسد مثل تمام چیزهایی که این سالها تغییرکرده اند.عاشورا و محرم و شیوه عزاداری ما نیز در حال تغییر است. محرم و عاشورا صحنه سوز جگر و اشک و درک مصیبتی عظیم بوده که بر آل پیامبر در کربلا رفته است. اگر حتی درک و تفکر عمیق پشت هیئت های ساده و سینه زنی های پر شور و حال و نذری های محقرانه و ساده نبود، ولی عشق بود و اخلاص وسادگی ویک دنیا شور و اعتقاد محکم به این که " من از حسین دم می زنم دم می زنم آتیش به عالم می زنم " .
هیئت ها ،عزاداران، مرشدان و صاحبان تکایا، نوحه ها ومداحی ها، شیوه ی عزاداری ها، چرایی حضور در این مجالس امروزه برایم سوال برانگیز و قابل تاسف است . امروز محرم و عاشورا کارناوال غم انگیزی است از رژه روندگان زن و مرد که خود را با آخرین مد های ماهواره آراسته اند. جدیدترین مدلهای لباس و مو و آرایش زنانه و حتی مردانه ؟!!را می توان در این کارناوال بزرگ به رایگان دید بدون نیاز به دیش و پخش کاملا زنده ! نه ! چه می گویم به رایگان ؟ نه! به قیمت بازی با شور و احساس مذهبی یک ملت. این نمایش بزرگ مردمی امروز جایی برای هر چیز جز عزاداری است؛ جای دید و بازدید و گشت و گذار و جمع های دوستانه ... در این کارناوال بزرگ همه چیز زیر نام حسین جایز است.
البته جزء فراموش نشدنی دیگر این نمایش قدرت نمایی عده ای زیر "علامت ها " و "چلچراغ ها " است . که محصول یک سال تلاش را در پاورلیفتینگ را به اثبات می رساند !!! نوحه سرایی ها در این وادی شاهکاریست در شعر و آهنگ و خلاقیتی است شگرف در تبدیل هر ترانه ای به نوحه !
و چه تمثیل ها که کشیده نمی شود. از چشم و ابروی حضرت عباس و علی اکبر و . . . که زمانی بد می شود که ما عاشورا را تا حد گریه و زاری برای آن چشم و ابرو پایین بیاوریم .(نوحه ای گوش می کردم در مورد حضرت عباس . که نوحه خوان وسط نوحه برای تهییج بیشتر حضار می گفت "خوشگل ام البنینه !!!" )
امروزه از اوایل محرم تا چند روز پس از عاشورا سفره هایی پهن می شود که تنها عده ای سیر خورده را سیر تر می کند . نذر کردن بد نیست. ولی فکر کنیم که این سفره ها می تواند جاهای بهتری هم پهن شود که به آن نذر هم مفهوم بیشتری بدهد. چقدر از این گوسفند ها چلوها و پلوها می تواند سهم بچه های بی سرپرست ، خانه های سالمندان و از همه مهم تر سهم کسانی باشد که ماه ها گوشت سر سفره ی خود نمی بینند ؟
قصد من توهین به بچه هیئتی های مخلص و عاشق عاشورا نیست . که من خود با همین باورها بزرگ شده ام و منظورم ازآنچه نوشته ام همه جا و همه کس نیست که در این صورت چه چیز از عاشورا و کربلا باقی می ماند؟! اما با این همه ناچارم بنویسم که در خیلی جا ها دیده ام که در تکایا وضع وخیم تر از آن بالماسکه کذایی است. سر دسته هیئت، مردی زن باره است . نوحه خوان آن دیگری را بارها به جرم شرب خمر بازداشت کرده اند و سنج زن آن دیگری که روی پیراهن مشکی اش عکسی از خواننده ی معروف خارجی است، روی تمام گنده لاتها را سپید کرده است !
مگر نه اینکه یزید سه خصوصیت اساسی داشت: زنبارگی و شراب خواری و بی اعتنایی به دین ؟مگر نه اینکه امام حسین قیام کرد تا دین امت جدش به وسیله این گونه افراد تحریف نشود ؟ وااسفا که فریاد امام حسین هنوز بلند است که :هل من ناصر ینصرنی ؟
اگر همه اینها را هم کنار بگذاریم به یک سوال می رسیم: همه ی این عزاداران و هیئتی ها و پا منبری ها و سینه زن ها و علامت کش ها چقدر در مورد حسین (ع) و خانواده اش و قیامش و چرایی قیامش می دانند؟ متاسفانه تمام آگاهی ما امروزه محدود می شود به مسایل حاشیه ای کربلا نه اصل واقعه . نود ونه درصد عزاداران تنها از جنایتی که در کربلا رفته خبر دارند و عاشورا و کربلا را که از آنها بپرسی یعنی همین ! یعنی خیمه های سوزان و سر بریده و لب تشنه . اما عاشورا این نبود و به غروب آن روز هم ختم نشد که کار زینب در شام کاری بود بس عظیم تر . اصلا چند نفر از ما به چرای لب تشنه شهید شدن امام حسین (ع) و یارانش فکر کرده ایم؟ چقدر فکر کرده ایم که چرا حسین (ع) از همه مکانهای ممکن سرزمین پهناور اسلامی آن زمان باید تنها و فقط در کربلا شهید شود؟ چند نفر به بعد از واقعه عاشورا فکر کرده ایم ؟ چند نفر رفته ایم و مفهوم واقعی زیارت عاشورا را درک کرده ایم که تمام این حسین گفتن ها و بر سر کوفتن ها تنها در یک جمله خلاصه می شود که (یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم ) به خدا حسین (ع) برای اجرای یک تراژدی حج اش را از نیمه رها نکرد .به خدا که آن چه بر حسین (ع) و لب های تشنه و بدنهای مثله و صورت های سیلی خورده رفت تنها برای به یاد ماندن یک اصل اساسی بود؛ که یک بار دیگر دین پیامبر را از خون های ریخته شده زنده کند. که پیام عاشورا آزادگی و فداکاریست و دینداری و نماز! و حالا خود قضاوت کنید که تا چه اندازه پیام عاشورا در ما زنده است ؟ چقدر در این عزاداری ها این پیام حفظ شده است ؟
کربلا باور عمیق قلبی شیعه است . یقین مذهبی ماست ، اما متاسفانه تیشه برداشته ایم و بر ریشه ی باورهای خود می زنیم . در کدام مذهب با باور خود چنین می کنند ؟
به فرهیخته ای گفتند: شما شیعیان چرا این قدر حسین حسین و کربلا کربلا می کنید؟ جواب داد: که اگر در مورد غدیر هم این کار را می کردیم امروز شیعه مجبور به اثبات حقانیت خود نبود. ولی امروز بسیار بهتر است که در مورد همین حسین (ع) گفتن ها تفکر کنیم که اسم بزرگی را بر زبان می آوریم . نام حسین تنها زمانی باید بر زبان برود که قلب ها را بلرزاند. و شوری ایجاد کند که زمینه تفکر شود .
در پایان تنها می توان گفت عزاداری برای امام حسین (ع) و عاشورا چیزیست جز اشک و آه و آن درک است . درک فاجعه عاشورا و چرایی آن .
* این متن یکی از نوشته های خانم مرضیه یارمحمدی بود که با اجازه ی ایشان در این پست از آن استفاده شد.