تبليغاتX
پرنیان
وبلاگ کانون ادبی دانشگاه شهید بهشتی تهران
 

۱) این روزها که رفت پر از اشتباه بود                    من مانده ام که عشق، جنون یا گناه بود؟!

 

۲) گر نگاهم خانه تان شد

    این گناه من نبود . . .

    خواستم آ واز باران را شما از بر کنید

 

۳) بعضی وقت ها دلت می خواد بمیری

     بعضی وقت ها که داری می میری دلت می خواد زنده بمونی

     بعضی وقت ها که زنده می مونی، می گی: کاشکی مرده بودم

      .  .  .

      دارم می میرم!

     اگه کمک خواستم، کاری نکنید که حسرت مردن به دلم بمونه

 

    * پاره ای توضیحات:

     شعر شماره ی ۱ نمی دونم مال کیه (با اجازه ی شاعرش!)

      شعر شماره ی ۲  کار یکی از دوستان خوبم  ِ (خانم سمیه اسدی)

     و شماره ی ۳ از خودمه (زهرا آزادی نیا )

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط زهرا آزادی نیا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط زهرا آزادی نیا  |