با کوه سکوتی ست
که من درکش نمی کنم.
با آب صدایی می رود
که من نمی شنوم.
با فصل، گیاه، با تو
با راه، شهر، خیابان و آدمی
چیزهایی ست که من نمی دانم.
من کجای پیچ خودم
کجای شیب و بالای خودم
کجای چارراه جهانم
گم شده ام؟
این رود من، به کجا می رود!؟
« هیوا مسیح ـــ کتاب آب»
زهرا آزادی نیا
برای داوود باقری
و بزرگی کودکانه اش!
آسان ترین پرنده که حل می شوی چه زود
در پیچ و تاب تشنگی ات مانده ای
که رود
خود را به تو برساند
و می شوی
جویی که قبل تو در ماجرا نبود!
......
تقدیم راه شما می کند ببین
گردی که از قداست آئینه ها زدود
زنجیر هر چه تکرار می شود
شاعر
که یک غزل بی شما سرود
اما،
اگر
و باید و شاید کنار رفت
وقتی تو آمدی اینجا
در این حدود
باران گرفت و کودکی ها مان شروع شد
من بودم و تو بودی و یک گنبد کبود ................
دوستان عزيز كانون ادبي در نظر دارد جلسات تابستاني كانون را از هفته آينده راه اندازي نمايد.
به همين منظور از كليه دوستاني كه مايل به شركت در اين جلسات مي باشند دعوت مي شود كه با اي ميل كانون مكاتبه نمايند تا زمان و مكان برگزاري به اطلاع دوستان برسد
با تشكر
مديريت كانون ادبي
«سیاه همچون اعماق آقریقای خودم»
لنگستن هیوز
برگردان:احمد شاملو
سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار
بخشی از مقدمه :
لنگستن هیوزLangston Hughes نامی ترین شاعر سیاه پوست آمریکایی است با اعتباری جهانی.
به سال 1902 در جاپلین( ایالت میسوری) به دنیا آمد و به سال ۱۹۶۷ در هارلم (محله ی سیاه پوستان نیویورک) به خاطره پیوست.
زمینه ی اصلی آثار هیوز دانستگی نژادی است و اشعار و نوشته هایش بیشتر از هارلم، مناطق جنوب، تبعیضات نژادی، احساس غربت و در همان حال از غرور و نخوت سیاهان سخن می گوید.
۲ نمونه از اشعار وی:
«غیر قابل چاپ»
راسی راسی مکافاتیه
اگه مسیح برگرده و پوسّش مث ما سیا باشه ها!
خدا می دونه تو ایالات متحد آمریکا
چن تا کلیسا هس که اون
نتونه توشون نماز بخونه،
چون سیاها هر چی هم که مقدس باشن
ورودشون به اون کلیساها قدغنه!
چون تو اون کلیساها
عوض مذهب
نژادُ به حساب می یارن.
حالا برو سعی کن اینو یه جا به زبون بیاری،
هیچ بعید نیس بگیرن به چار میخت بکشن
عین خود عیسای مسیح!
«مردم من»
شب زیباست چهره های مردم من نیز
ستاره زیباست چشم های مردم من نیز
خورشید هم زیباست روح و جان مردم من نیز.
"زهرا آزادی نیا"